کتاب تالار گرگ

اثر هیلاری مانتل از انتشارات کتابسرای تندیس - مترجم: علی اکبر قاضی زاده-جایزه من بوکر

در عرصه بی رحمانه دادگاه پادشاه هنری هشتم، تنها یک مرد جرأت می کند که زندگی خود را به دست آورد تا به نفع پادشاه برسد و به ارتفاعات قدرت سیاسی برسد. انگلستان در دهه 1520 ضربان قلب از فاجعه است. اگر پادشاه بدون وارث مرد نابود شود، کشور می تواند توسط جنگ داخلی نابود شود. هنری هشتم می خواهد ازدواج خود را از بیست سال منع کند و با آن بولین ازدواج کند. پاپ و اکثر اروپا با او مخالفت می کنند. تلاش برای آزادی پادشاه، مشاور او را، کاردینال ولاسکی درخشان، از بین می برد و خلاء قدرت را ترک می کند. توماس کرمول، در این دگرگونی، به دنبال آن می رود. کرموول یک مرد کاملا منحصر به فرد و جذاب و یک قلدر است، هر دو ایده آلیست و اپورتونیست، در خواندن مردم و شیطانی از انرژی است: او همچنین یک سیاستمدار کامال است که توسط ضررهای شخصیشان محکوم می شود و در جاه طلبی هایش سخت گیر است. اما هنری بی ثبات است: یک روز مناقصه، یک روز کشتار. کرمول کمک می کند که او مخالفان را شکست دهد، اما قیمت پیروزی او چه خواهد بود؟


خرید کتاب تالار گرگ
جستجوی کتاب تالار گرگ در گودریدز

معرفی کتاب تالار گرگ از نگاه کاربران
آیا شما تا به حال با گروهی از مردم زمانی که کسی به شوخی می گوید و بقیه گروه فکر می کند خنده دار است، اما شما فقط آن را دریافت نمی کند؟ گرگ هال این راه برای من بود. بسیاری از مردم آن را درخشان می دانند در حالی که من نمی توانم به اندازه کافی علاقه ای داشته باشم تا آن را به پایان برسانم. من عاشق داستان های تاریخی هستم، به خصوص از این دوره زمانی، بنابراین انتظار داشتم واقعا این را دوست داشته باشم. من فکر کردم داستان داستان هنری هشتم از نظر کرمول جالب بود و من منتظر بودم که بیشتر درباره او یاد بگیرم. پس مشکل چیست؟ خب، برای شروع کنندگان، سبک نوشتن، منجر به تحریک و اشتباه من شد. علامت نقل قول ظاهرا اختیاری است، و آن را سخت می فهمید که شما خواندن گفت و گو تا زمانی که شما به @ آن @ گفت. صحبت از آن، نویسنده به شدت بر حروف الفبا @ he @ تکیه می کند و از آنجا که اغلب حداقل 2 نفر در هر صحنه وجود داشت، این خواننده اغلب مطمئن نبود که او حق دارد. همانطور که مردان در صحنه ضرب، هم سردرگمی بود. تلاش زیادی برای تشخیص اینکه چه کسی بود و چه کسی گفت چه چیزی و چه چیزی در حال وقوع است، متوقف شد که سرگرم کننده و یا تحریک کننده فکر کرد و فقط کار کرد. و آیا من به روده بزرگ اشاره کردم؟ در نهایت، در این رمان نقطه ای از فقیر، یکنواخت و غالبا کولون دیده می شود. در حال حاضر، کولون از نقاط ضعف و شکوفایی یکنواخت در حال پیشرفت است. نویسنده با استفاده از کولون ها به طرق گوناگون و تا حدودی عجیب و غریب می تواند کلونکتومی کامل را توصیه کند. یک مثال از یک پاراگراف وجود دارد: (Aargh! کولون! این باید مسری باشد.) @ اما او تا زمانی که به داور برسد، غربالگری بزرگ روی پوستش بسته شده است، و قسمت های منفرد داخل او، اعتقاد دارند، خودشان را تغییر داده اند: کلیه ها ریه ها و قلب. @ Morgan Williams قبل از اینکه او را ترک کند، فهرستی از او را انجام می دهد: دندان ها (معجزه آسایی) هنوز در سرش است و دو چشم، به طرز معجزه آسایی. دو دست، دو پا: چه بیشتر شما می خواهید؟ به طور کلی، کتاب احساس می کرد که سعی داشت که ادبیات خیلی سخت باشد. بعضی از پروسس ها دوست داشتنی بودند، اما انتخاب های سبک خاصی وجود داشت که باعث ناراحتی من شد. پس از خواندن بررسی های متعدد، حتی از افرادی که کتاب را دوست داشتند، گفتند که اکثر شخصیت ها در سراسر دور باقی مانده اند و پس از خواندن صفحات 500+ چیزی بیشتر درباره کرمول نفهمیدند، که برای من کافی بود. متاسفانه، زندگی خیلی کوتاه است و TBR من خیلی بزرگ است. من باید این را رها کنم.

مشاهده لینک اصلی
من فقط گرگ هال را شروع کردم و استفاده بی رحمانه @ he @ را بسیار تحریک می کنم. در چند فصل اول، ده ها نمونه وجود دارد که روشن نیست که چه کسی صحبت می کند. هر چند وقت یکبار، به نظر می رسد که مشکل او ایجاد شده است، مانتل از عبارتhe، کرمول @ استفاده می کند. چرا کرمول نمی گوید؟ به جز اینکه دلیل خوبی وجود دارد که من نمی توانم تصور کنم، این نوع سوء تفاهم فقط نوشته ای تنبل است که خواننده را ناامید می کند. ممکن است دوباره فکر کنم که براساس نظر یک خواننده دیگر است. نوشتن آن تنبل نیست بسیار هدفمند است. و بسیار منحرف .... بعد ... من فقط برخی از بررسی آمازون را بخوانید. در واقع تعداد زیادی خواننده وجود دارد که @ he @ کسب و کار را به عنوان مخوف به عنوان من انجام داد، و که ابراز نارضایتی خود را در شرایط نسبتا قوی، همراه با بسیاری از رتبه * -star. با این حال، بسیاری دیگر واقعا این کتاب را دوست داشتند، همانطور که بسیاری از خوانندگان Goodreads، بنابراین نباید آنها را همانطور که من باشد تحمل کند. یکی دیگر از خوانندگان Goodreads پیشنهاد کرد که استفاده از @ he @ همیشه باعث ایجاد نزدیکی نزدیک با کرمول شد. شاید، اما من آن را متفاوت می بینم. اگر می خواهید صمیمیت ایجاد کنید، از فرد اول استفاده کنید. سپس روشن است که همه چیز توسط شخصیت اصلی دیده می شود و خواننده می تواند دیدگاه ها، افکار و احساسات شخصیت ها را به اشتراک بگذارد. آنچه مانتل انجام داده است این است که ما را نزد کرمول نزدیک نکنیم، بلکه خود را، نویسنده، بین خواننده و شخصیت اصلی تزریق کنیم. او این کار را عملا در هر صفحه انجام می دهد و هر بار که این اتفاق می افتد، متوجه آن می شود. قبل از یادداشت های نهایی من، اجازه دهید بگویم منتل به وضوح فرمان عالی زبان را دارد. حتی در چند فصل که خواندم، انتخاب ظریف او از کلمات اغلب من را منعکس و لبخند می زند. او می تواند یک تصویر را در هنگام توصیف یک شخصیت یا یک محیط که واقعا شگفت انگیز است، نقاشی کند. و هنگامی که او تصمیم می گیرد این کار را انجام دهد، او یک صحنه زنده می کند که دارای قدرت و احساس است. چنین پیوستگی داستان، با این حال، استثنا است نه حکومت. تعویض مداوم زمان و مکان، اغلب بدون اشاره به گذار، باعث خواندن بسیار سخت تر از آن بود که باید باشد. فقط یک کلمه در اینجا و یا در آن وجود خواهد داشت تفاوت بزرگ. در نهایت، سبک درخشان است که در آن بسیاری از کتاب نوشته شده است سرگرم کننده است، همانطور که بسیاری اشاره کرده اند و من موافق است، اما این اثر باعث ساخت من تعجب اگر مانتل بود درست همانطور که فکر میکنم، داستان تاریخی باید تاریخی باشد. البته گفت و گو و بسیاری از حوادث شخصی تشکیل شده است، اما آیا نویسنده هنگام تصویربرداری حوادث واقعی، آنها را دقیق ارائه می دهد؟ من فکر می کنم چنین دغدغه ای برای حقیقت، یک تعهد از نویسنده در هنگام نوشتن درباره شخصیت های تاریخی و حوادث است. مانتل با من مطمئن نیست. فکر می کنم ایو به اندازه کافی گرگ هال داشت، و شاید خوانندگان دیگر Goodreads به اندازه کافی از انتقاد من از چیزی که قطعا یک کتاب محبوب است، داشته اند. من معمولا نظرات منفی ارسال نمی کنم، اما این کتاب فقط به نظر من آنها را از من بیرون کشید. امیدوارم هر کسی را مجازات نکنم

مشاهده لینک اصلی
چیزی که باید به یاد بسپارید هنگام شروع این کتاب آن است که 99 درصد از زمان اشاره به کرمول است، حتی زمانی که ساختار جمله باعث می شود به نظر می رسد که او شخص دیگری خواهد بود. من مدت کوتاهی به این نتیجه رسیدم، اما وقتی یک کار را انجام دادم، خوب بودم. شما در کرمول سر هستید؛ همه چیز را از منظر او می بینید. همانطور که او به دیگران واکنش نشان می دهد واکنش های او (چندین بار او را بی حال می بیند تا ببینید که چطور تصور می شود) لایه دیگری از ویژگی ها اضافه شده است. این رمان به زیبایی با توصیف های منحصر به فرد نوشته شده است (من دوست دارم وقتی نویسندگان می توانند آن منحصر به فرد را بکشند - آسان نیست!) در اینجا و آنجا پاشید؛ کرومول جذاب است (و با دلسوزانه توسط مانتل) و حتی شگفت انگیز در تعامل خود را با اعضای خانواده و برخی دیگر جذاب است. (هرچند که نمی توان گفت که او از بعضی از این دیگران نیز استفاده نمی کند.) و خنده دار است! اگرچه همه این کارها انجام شده است، اوه، بنابراین، زیرکانه.آنها گفتند که داستان تاریخی به همان اندازه در مورد زمان که در آن نوشته شده است به عنوان آن است در مورد زمان آن در آن قرار دارد و از طریق چشم مانتلز، ما شباهت های زمان را ببینید دوره های سیاسی جنجالی، به عنوان کثیف و سوزش و سپس آن را به عنوان در حال حاضر است. من فکر کردم که من با داستان تاریخی تودور (Ive خوانده شده خیلی از آن را در طول سال ها)، اما این کتاب متفاوت است. شما تا به حال در کتاب را درک عنوان رمان را درک نمی کنم، و من آن را توضیح نمی اینجا، من هیجان زده ( احساسات نادر هنگام خواندن) دیدن معانی آشکار می شود، و من نمی خواهم که آن را برای هر کسی خراب کنم. من نیز بسیار هیجان زده به عنوان من این نقل قول را بخوانید: (صفحه 394) @ فرض کنید در هر کتاب یک کتاب دیگر وجود دارد، و در هر حرف در هر صفحه یک جلد دیگر دائما در حال گسترش؛ اما این حجم ها روی میز میزنه. فرض کنید دانش را می توان به یک گیاه شناسی تقلیل داد، که در یک عکس برگزار می شود، نشانه ای است که در مکان ای قرار دارد که جایی ندارد. فرض کنید جمجمه انسان تبدیل به ظرفیت شود، فضاهای باز در داخل آن، اتاق هایی مثل زنبور عسل را می لرزاند. @ احساس کردم که کل کل کل کتاب را پیدا کرده ام. این یکی از آن رمانهای طولانی است که من دوست داشتم با آن زندگی کنم و از دیدن آن لذت ببرم، یکی از آن تجربیات که باعث می شود شما نتوانید عجله کنید تا چیز دیگری بخوانید، زیرا شما هنوز در یکی از آنهایی که به پایان رسیده اید، خیس می شوید.

مشاهده لینک اصلی
برای 100 صفحه اول من مثل یک آهنگ Monkees بودم، شما می دانید یکی از آن ها - [ارکستر ارکستر ناز / گیتار] من فکر کردم رمان های بزرگ تاریخی در مورد قرن 16th فقط در افسانه های افسانه ای برای شخص دیگری صادق بود، اما نه برای meMmm، رمان نویس های تاریخی از آنجا خارج شدیم که به نظر می رسید دزدیدن همه رویاهای من خالی از سکنه بود. من ساعت هال را خواندم! اكنون من معتقد هستم كه هيچ كس در ذهن من ترديد ندارد اوه من عاشق هستم اوه هيلاري مانتل من نميتوانستم از شما بترسم اگر سعي كردم بعضي از موارد عجيبي شروع به نفس كشيدن كردن به آگاهي چربي آگاهانه من، باعث می شود که عبارات لب پایین به برجسته شدن برسد. سبک فوق العاده است، همه جزئیات آن، هر سطح پوشش داده شده، شما هرگز مدیر رکورد و یا مایک رونق نمی بینید، brocades و همه مخملی خاکستری واقعی به نظر می رسد (چه بودجه این رمان دریافت می شود) اما.But.I متوجه شدم که هرچند ما با Thomas Cromwell اینچ در ساعت، ساعت، ساعت به ساعت خزیدن، هیلاری مانتل هرگز، هرگز، هرگز اشاره نمی کند که چگونه قهرمان خود را در مورد هر چیزی احساس، هرگز به افکار خود، نگرانی های خود، نگرانی های او، داخلی خود اشاره نمی کند. تمام سطح آن است. آنچه که او گفت، حرکات او، نحوه ی نگاه او، آنچه که او می دانست، آنچه که او خورد، چگونه می دانست چطور آن را طبخ کند، چه کسی او را فریاد زد، چه کسی مهربان بود (بچه ها و حیوانات، آه) - این همان چیزی است که ما گرفتن ؛ آنچه او فکر کرد او بود یا می توانست یا نمی توانست آن را به دست آورد، ترس او، که او از همه متنفر بود، باید تعقیب شود؛ این رمان پوستر برای نشان دادن نیست. این همه چیز را نشان می دهد، تقریبا، و هیچ چیز نمی گوید. این چیزی است که یک روش عمدا انتخاب شده است روشن است؛ و اگر قدردانی نکنید نمی توانید جشن بگیرید یا قبول کنید. اما اگر شما نمیتوانید با آن کنار بیایید، این رمان شما را به آغوش یک درمانگر میفرستد. THERAPISTâ € SDR Rayner: پس چه اتفاقی افتاده است این هفته؟ خواننده ولف هال: خوب توماس دیزاینر (Rayner) (حرفه ای جلوی دردی را افزایش می دهد): آه، توماس. دوباره. ROWH: Heâ € | او فقط هرگز به من چیزی نمی گوید. من باید همیشه حدس بزنم. دکتر راینر: آه هام. آره، میدونم، می دانی، چشم های دکتر راینر، به نظر می رسد که به دنبال چهره دلسوزانه هستند. اما هیچ چیز وجود ندارد. بیشتر وجود دارد. این یک داستان کوتاه JG Ballard درخشان به نام باغ زمان است. یک باغ وحش در باغ زیبای خود و در وسط فاصله می تواند ارتش دشمن عظیمی را در سراسر منظره ببیند. به نظر می رسد در حرکت کند. هر روز نزدیکتر میشویم. نه او و نه همسرش هيچ فکري راجع به رفتن ندارند. آنها به دنبال گل های نفیس می گردند، گیاهان را دفن می کنند، مرزها را می گویند. این یک استعاره بزرگ است. گرگ هال در حال حرکت آهسته است. در این صورت سقوط دردناک و تضعیف کاردیناللیزی وجود دارد. پس از آن، موضوع جدیتری از ماده بزرگ طلاق پادشاه، و یا لغو، هر چه بیشتر جنجالی تر شده است. خاموش با کاترین و با آن. بنابراین اینجا یک چیز خنده دار است. پس از کاردینال بزرگ ولزی (و او شخصیت عالی است، من او را دوست داشتم) - پس از مرگ مرده و رفته است (هیچ یک از این اسپویلر طرح، این تاریخ است! - این کاملا فریب است یک داستان طولانی که هر کس می داند و هنوز هم آنها را در کنار بلوک قرار داده است) من سرش را تیز کرده بودم و فکر می کردم که اگرچه خیلی از آن را شنیدم و در مورد کاردینال والی (او پین تا توماس کرومول Teller ) در ماه های روز، ساعت ها و چند ثانیه پس از مرگ بزرگ او، هنوز نمی توانست دقیقا مشخص کند که چرا چرا پادشاه هنری در چنین خشمگینانه ای را به او تحمیل کرد. یک ویکیپدیا سریع به من این را داد: والسلی موفق شد [ازدواج زوجه پادشاه را لغو کند] و از سال 1529 در دفتر عمومی رد شد. ولسی سپس یک طرح مخفی برای آن بولین به تبعید و شروع به برقراری ارتباط با پاپ کرد این پایان هنگامی که این کشف شد، هنری دستور داد که ولسسی را دستگیر کند. به غیر از زمانی که در طول بیت بسیار پایینی خوابیدم، این کتابی نیست. آیا شما فکر می کنید که این باید باشد؟ شاید کمی بهتر از چیزی توضیح بدهی؟ چقدر عجیب و غریب از هیلاری است. بنابراین اگر هیلاری مانتل یک رمان درباره ترور کندی را بنویسد، شما می توانید صحنه های مفصلی از زندگی در دادگاه کندی، مسائل داخلی اسوالد، زندگی آنها در روسیه، آنچه را که مردم گفته اند، داشته باشند. در دالئای پلازا، اما زمانی که نشان داد فرسوده، فورا به کالبد شکافی و نظرات جراحان و شرایط خانوادگی آنها کاهش یافت. ما چند صحنه را با جک روبی و همسرش می خواهیم، ​​اما بعدا می دانید که او دستگیر شده است. حوا، چه اتفاقی افتاد؟ مثل اینکه در داخل، اما خارج از داخل است. ما در مورد درام آموخته ایم؟ نمایش، عوارض، رزولوشن (کمدی)؛ نمایش، درگیری، فاجعه (تراژدی). هیلاری چه کار می کند؟ قوانین را دور می اندازد هیلاری، و این دو برابر برای یک محل ایمنی بزرگ است، رمان گسترده او در مورد انقلاب فرانسه، برای: نمایش، عارضه، نمایش بیشتر، نمایش بیشتر و بیشتر، پیچیدگی بیشتر. کجای این درگیری است؟ مرحله خاموش آیا این یک ...

مشاهده لینک اصلی
من این رمان را بعنوان شکست نامطلوب یک آزمایش می دانم (از آنجایی که من به احتمال این که منصفانه است، من راضی هستم)، من صادقانه آرزو می کنم که مانتل در سال جاری برنده بوکر نباشد - من فقط نمیتوانم خودم را بیشتر از زمان صرف کنم رافائل نادان. بیش از هر چیز دیگر، گرگ سالن به نظر من یک تجربه ادبی بود - در مورد اینکه چگونه یک زن میتواند به ذهن انسانها برسد و تا آنجا که من نگران آن باشم، شکست ناکافی است. من هرگز نمی توانستم احساس کنم که روایت با صدای مردانه اعدام شد، مانند یک روایت زن که در داخل شخصیت مردی اسیر اقامت داشت، داستان را می گفت و هر بار که «او» یا او همراهش بود، منجر شد در رشته ای از اشتباهات غم انگیز بیش از صفت قبل از من دوباره (چند بار) به یاد می آورم که آن را از خود است که راوی در مورد صحبت می کنند. در نهایت من متوجه شدم دلیل این احساس جادویی - این نه به این دلیل بود که من کاملا به اندازه کافی خواندنی نبودم، زیرا من نمی توانستم از راوی به عنوان \"آن\" فکر کنم - فقط آن را نکردم، مخصوصا وقتی که او / او با من تعجب می کند که چگونه مردان دیگران را در آغوش می گیرند. آرزو می کنم مری بولین راوی بود، او تنها شخص واقعی در این روایت بود که توسط شخصیت های مصنوعی شناخته می شد، فقط او صدای معتبری داشت و من نمی توانستم کمک کنم، اما احساس کردم او شخصیتی است که مانتل با آن آشنا بود - رمان زنده بود و هر بار که مری وارد منظر راوی شد، مانند یک زن محروم که در معرض یک آینه زیبا قرار گرفته بود، در نهایت خود را بررسی کرد! همانطور که گفتم من به این واقعیت باز می گشتم که تجربه بد من ناشی از شکست تخیل من بود، بنابراین امیدوارم که طرفداران این کتاب از لذت محروم من ناراحت شوند و از تجدید نظر در آنها خلاص شوند. نمی تونم از هر چیز فکر کنم K من خوانده ام که در آن یک رمان نویس سعی می کند تا با ذهن رؤیای جنس مخالف خیلی صمیمی شود. بنابراین شاید مشکل من یک شکست تخیل نبود، بلکه فقر تجربه ادبی بود؛ همانطور که پیش از این با چنین تلاشی مواجه شدم. شاید من نیاز به خواندن بعضی از هاردی داشته باشم. همچنین معتقدم که اگر کمتر از توماس در داستان وجود داشته باشد، می توانم در این اکسپدیشن بهتر از این بهتر شود. بنابراین وجود دارد.

مشاهده لینک اصلی
کتاب های مرتبط با - کتاب تالار گرگ


 کتاب بیمار انگلیسی
 کتاب زندگی پی
 کتاب خدای چیزهای کوچک
 کتاب دریا
 کتاب لینکلن در برزخ
 کتاب راه گرسنگان