کتاب درک یک پایان

اثر جولین بارنز از انتشارات قاصدک صبا - مترجم: نیلوفر داد-جایزه من بوکر

تونی وبستر عادی بودن زندگی‌اش را پذیرفته: کار و بازنشستگی، ازدواج و طلاقی دوستانه. اما او هم مثل ما جوانی‌اش را درون خود نگه داشته و به سالمندی رسیده است. مهم‌ترین واقعه‌ی عمرش دوستی با ایدریئن تیزهوش و مستعد فاجعه است. چهل سال بعد دفتر خاطرات همین دوست که طبق وصیت‌نامه به او واگذار شده، او را برمی‌انگیزد تا زندگی خود را بازخوانی کند. کتاب «درک یک پایان» آخرین اثر جولین بارنز است که در سال ۲۰۱۱ منتشر شد و جایزه «من بوکر» را نصیب خود کرد


خرید کتاب درک یک پایان
جستجوی کتاب درک یک پایان در گودریدز

معرفی کتاب درک یک پایان از نگاه کاربران
یک کتاب فوق العاده تونی، مرد مسن که اخیرا بازنشسته شده است، نشان می دهد که در سال های نوجوانی او و روابط او با بهترین دوستانش و با اولین دوست دخترش است. رویدادهای اخیر باعث می شود او دوباره درباره ماهیت حافظه و تغییرات نئولیای تاریخ فکر کند. معلم تاریخ خود چندین سال پیش از آنها خواسته بود که در نظر بگیرند، چه تاریخی است؟ یکی از دوستان Tonys Adrian گفت کهIstory این است که اطمینان تولید شده در نقطه ای است که نقص در حافظه از ناسازگاری مستندات برخوردار است. @ این هسته ای است که در آن رمان متولد می شود. یا تکامل می یابد همانطور که تونی در تلاش است تا با زندگی خود، خاطرات خود را سازگار کند، می گوید: \"گاهی اوقات من فکر می کنم هدف از زندگی ما است تا ما را با از دست دادن در نهایت با آلودگی به ما، با اثبات، هر چند طولانی که طول می کشد، زندگی نیست، @ این کتاب خیلی متفکر و متفکر است که نمیتواند کمک کند اما تعجب میکند و تعجب میکند که چگونه قسمتهایی از خودش و دوستان مشهور او، کریستوفر هیتچنز و مارتین امیس، در جای خود قرار دارند. هنگامی که یکی از شخصیتها به عنوان سرطان مری به نام سرطان زندگی سخت نوشیدن، من فکر می کنم قطعا باید یک حرکت به سوی Hitchens.This یک کتاب فوق العاده است که حتی با خواندن دوباره بهتر خواهد شد. امیدوارم او در نهایت بوکر خود را با این یکی بسازد، چهارمین رمان او را به نامزد دریافت کند (PS خیلی خوشحال شد که پیروز شد !!!)

مشاهده لینک اصلی
کتاب کمی برای من عصبانی است. اما من هستم. من از طریق این کتاب عصبانی شدم و عصبانی شدم. کتاب مقدس جدیدی است که در آن هیچ کس از سن خود بیرون نمی آید، صرفنظر از اینکه چقدر سالها آنها را می سازند. من ناراحت شدم، شروع کردم به دیدن خطرات EM (مقدار زیادی) و سوالات از من پرسید (بیشتر). اگر بارنز / شخصیت نمی تواند پاسخ، با لعن، ویرایشگر خود را نیاز به او را. و حالا من هم مثل پدر بزرگم صحبت کردم. من شروع به نشانه گذاری اظهارات خودخواهانه و ناخودآگاه درباره رفتارهای اصلی شخصیت هایی که وی در رابطه با زن این لحظه سرزنش می کند. پس از یک ناهار که در آن یک راوی غریبه ای عاشقانه برای یک ساعت در مورد خود صحبت می کند، پاراگراف بعدی شروع می شود. یس، من می دانستم که چه چیزی انجام شده است. سایبان موفق به صرف یک ساعت در شرکت من بدون اعلان تنها واقعیت ... @ اورگ. و سباستین بارریس در سمت کنعان ها برای جایزه ذکر شد. بها من خودم ناراضی هستم به رختخوابم.

مشاهده لینک اصلی
من برخی از پاداش ها را در این داستان یافتم و تمرکز آن بر فحش حافظه بود، اما منحصر به خودم نبود. این کتاب به چند رویداد جوش داده شده و شما را در ذهن یک تونی وبستر، مرد معمولی میانسال طبقه متوسط ​​بریتانیا نگه می دارد. او منجر به بازتاب دایره دوستان خود در مدرسه خصوصی و دور شدن از آنها در سال های کالج شد. یک دوست خاص، آدریان، در علاقه اش به فلسفه بسیار باشکوه بود که انتظار داشت که او در زندگی به اهدافش برسد. اولین دوست دختر تونی، ورونیکا، بعد از اینکه او را شکست، Adrianâ € ™ ثانیه شد. خودکشی مرموزش ناراحت کننده بود، اما تونی با زندگی اش حرکت کرد. در حال حاضر، چندین دهه بعد، تونی مادر ورونیکا را می آموزد که تنها یک بار با او ملاقات کرده است، نامه ای از آدریان در مورد مرگ وی داده است و تلاش های او برای دسترسی به آن از ورونیکا، بسیاری از گذشته ها را به وجود می آورد من با استفاده از مدل گذشته خودم. از تجربه من با چند طلاق، به شدت آگاهم که چگونه افرادی که بسیاری از رویدادهای زندگی را به اشتراک می گذارند، داستان های مختلفی از نقاط کلیدی و نیروهای علی را ایجاد می کنند. در داستان تونی، خودکشی توسط یک دانش آموز که با یک یادداشت توضیحی همراه نبود، دایره او را به منظور تعمیم دادن به عدم قطعیت های مربوط به اقدامات فردی به طبیعت ساخته شده از حقایق تاریخی، تعمیم داد. تونی ارتباطی در این مبادله با یک سوال معلم در یکی از کلاس هایش پیدا می کند: «تاریخچه چیست؟ تاریخ چیست دروغ های پیروان است؟» پاسخ دادم، خیلی سریع. » € œYes، من بود و نه ترس از شما می گویند که. خوب، تا زمانی که شما به یاد داشته باشید که این نیز خود منحرف شکست است. ... فین؟ â € œIstory این است که اطمینان تولید شده در نقطه ای که نقص حافظه ملاقات ناکافی اسناد و مدارک است. â € Â Â Â Â Â Â Â Â Â Â Â Â Â Â Â Â Â Â Â Â Â Â Â Â Â Â Â Â Â Â Â Â Â Â Â Â Â Â Â Â Â Â Â Â Â Â رزونانس پایدار حتی به عنوان یک خواننده غیرمستقیم از پروست، من از استفاده از کوکی های ساخته شده روی آن به عنوان یک دستگاه نشانه شناخته شده برای نشان دادن توانایی و محدودیت های حافظه معجزه آسایی برای تحریک زندگی عاطفی گذشته آگاهی دارم. در یکی از نقاط قوت و ضعف این داستان، بارنز، تونی، استعاره کلیدی خود را برای روابط حافظه و تاریخ پیدا کرده است، او شاهد انحطاط جریان های جریان آب در حوالی نزدیک بریستول، سونن بئور است: «من دانا من فکر می کنم که من می توانم تاثیری را که لحظه ای بر من داشت، درست کنم. این نه یک گردباد یا یک زلزله بود (نه اینکه آن را شاهد بود) - طبیعت خشن و مخرب بود، ما را در محل ما قرار داد. این بیشتر مزاحم بود زیرا به نظر می رسید و به آرامی در اشتباه احساس می شد، مثل اینکه برخی از اهرم های کوچک در جهان فشرده شده بودند، و در اینجا، فقط برای این دقیقه، طبیعت به عقب برگشت، و زمان با آن. به طور خلاصه، من از این خواندن کوتاه و لذت بردم توسط بعضی از سیلاب های آن هم زده شد، اما من نا امید نشده بودم. همانطور که انتظار داشتم در خاطراتی از رویدادهایی که با دیگران در سفر زندگی ام به اشتراک گذاشته شده، انتظار داشته باشم، من احساس استعفای خود را میکنم و من با اختلافات شدید مانند توونی آشنا خواهم شد. امیدوارم بتوانم توانایی اقدامات مضر را از خودم به حداقل برسانم که ممکن است منجر به بروز اختلاف عمده شود، اما ترس از اینکه قادر به انجام آن نخواهم بود.

مشاهده لینک اصلی
ضعف های حافظه همه ما از تجربه شخصی می دانیم که خاطرات ما می توانند ناقص باشند. جولین بارنز دو معضل خاص را در این رمان کوتاه (150 صفحه ای) بسیار قابل خواندن بررسی می کند. از یک طرف می توانیم چیزی را بخاطر بسپاریم که حقیقتا اتفاق نمی افتد، به یاد می آوریم، به عنوان مثال، رویدادی که ممکن است غلط تفسیر یا اشتباه تفسیر شود. از سوی دیگر، ما لزوما یادآوری آنچه را که شاهد نیستیم، یعنی رویدادی که ما به طور مستقیم در آن تجربه نکرده ایم، حتی اگر چه ممکن است تأثیر قابل توجهی در مورد ما داشته باشد. شخصیت اصلی، تونی وبستر، به این ترتیب می گوید: â € œWhat شما در نهایت به یاد می آورید همیشه همان چیزی است که شما شاهد است. â € بازنشسته و طلاق گرفته، او تلاش می کند برای بازسازی روابط گذشته، و برای درک و برافراشتن کمک های خود را به شکست آنها، به طور خاص، که با اولین دوست دخترش، ورونیکا، که بیشتر او را \"تحقیر و تحقیر من\" می داند. \"نارسایی های مستند سازی\" تونی در ساختار رمان بارنز در اولین جمله اشاره می کند: \"به یاد داشته باشید، در هیچ دوست ویژه دوران کودکی او، آدریان، دانشجوی فلسفه و منطق نیز در مدرسه ای که با او باقی مانده است، نظر داد: \"تاریخ\" این است که اطمینان حاصل شده در نقطه ای است که نواقص حافظه با ناکامی های d توني شکاف ها را با تفاسير و فانتزي هاي خود پر مي کند که او بيهوده از طرف دوستانش پيروي مي کند: \"هنگامي که جوان هستيم، آينده هاي متفاوتي براي خودمان ايجاد مي کنيم؛ زمانی که ما قدیمی هستیم، ما اختراع متفاوت دیگری را برای دیگران می یابیم. ناکافی بودن اسناد در زمانی که مادر ورونیکا به طور غیرقابل توضیح به او خاطرات خاطرات مرحوم آدریان را در اراده او به ارمغان می آورد آشکار می شود. با این حال، ورونیکا هنوز دارایی فیزیکی دارد و از دادن کل سند دست بر نمی دارد، و تنها با انتشار یک فتوکپی از یک صفحه یا قطعه ای که حاوی معادلات مختلفی است که توضیح دادن پدر و مادر و تولد یا @ انباشت @ یک کودک و به پایان می رسد، به عنوان مثال، اگر تونی ... «مداخله روایت غیرواقعی» تونی و خوانندگان ما ناخوشایند، هیچ توضیحی درباره اینکه در آن بقیه جمله ممکن است روایت را برداشته باشد، رد شده است. با این حال، به نظر می رسد که این آغاز یک حدس و گمان منطقی درباره بخش Adrians درمورد کودک، آیا تونی به شیوه ای متفاوت درگیر شده بود یا اینکه او مسئولیت کمتری در بروز وقایع داشته است. در عوض، آدریان ممکن است پشت خود را به منطق تبدیل کرده است تا به اصطلاحexpress مقالات در اصطلاح روایت سنتی @، که به طور موثر نقش رمان خود را بارورز (از نقطه نظر پست مدرن) تبدیل شده است. زندگی مانند ادبیات یکی از ترس هایی که تونی و او مدرسه هماهنگ بود که \"این زندگی به نظر نمی آید مانند ادبیات\" ... چطور؟ همه چیز ادبیات بود: عشق، جنس، اخلاق، دوستی، شادی، رنج، خیانت، زنا، خوب و شر، قهرمانان و خائنانی، گناه و بی گناهی، جاه طلبی، قدرت، عدالت، انقلاب، جنگ، پدران و پسران، مادران و دختران، فرد مقابل جامعه، موفقیت و شکست، قتل، خودکشی، مرگ، خدا. جادوگری. \"جالب اینجاست که حتی اگر برخی از این موارد در رمان وجود داشته باشد، تونی همچنان در کار ادبیات خود را پیدا می کند، البته تنها آن چیزی است که تفکر درخشان خود را بسته می کند. به سختی می توان گفت که آیا به عنوان یک رمان، «شخصیتی است که در طول زمان توسعه یافته است»: «در شرایط اداری»، من در زندگی خود متوقف شدم، در بررسی آن متوقف شدم، آن را همانطور که آمد . بنابراین، برای اولین بار، من شروع به احساس عواطف عمومی - احساس جایی بین خودخواهی و نفرت نفرت - در مورد تمام زندگی من. همه اینها ... من زندگی زندگی را به من نگرفته بودم و خیلی زحمت کشیدم و موفق شدم - و اینکه چگونه از آن ناراحت شدم. »خاطراتی از بزرگترین دستاورد SurvivorsTony این است که او« به منزله داستان »است. بنابراین \"داستان\" دروغ های پیروان نیست ... خاطرات بازماندگان بیشتر است، بیشتر آنها پیروز و شکست ناپذیرند. \"من باید بر این اعتقاد باشم که این خواندن من است حالا چه اتفاقی افتاد؟ یا به جای آن، حافظه من در حال حاضر از خواندن من پس از آنچه که در آن زمان اتفاق افتاده است. \"زمان، همانطور که ما آن را زندگی می کنند، بی نظم است. همانطور که تاریخ است بنابراین ما تمایل به الگوهای در زمان تاریخی را تحمیل می کنیم، حتی اگر ما آن را اشتباه: ما در زمان زندگی می کنیم، ما را محدود می کند و ما را تعریف می کند، و زمان باید تاریخ را اندازه گیری کند، آیا این نیست؟ اما اگر ما نمی توانیم زمان را درک کنیم، نمی توانیم اسرار خود را از سرعت و پیشرفت درک کنیم، چه چیزی شانس ما را با تاریخ دارد - حتی کوچکترین، شخصی، و به طور عمده قطعه ای از آن مستند نشده است؟ تونی و مدرسه او - دوستان ساعتها با چهره در داخل مچ دست خود می پوشند. معلوم است که دارای اهمیت استعاری است: \"من این را می دانم: زمان عینی وجود دارد، بلکه زمان ذهنی، نوعی که در داخل مچ دست خود قرار می دهید، در کنار جایی که پالس دروغ است. و این زمان شخصی، که زمان واقعی است، در رابطه شما با حافظه اندازه گیری می شود. بنابراین زمانی که این خاطرات جدید ناگهان بر روی من آمد، به نظر می رسید که برای آن لحظه زمان در معرض قرار گرفته بود. به هر حال، برای آن لحظه، رودخانه فرار کرد. \"شاید این موضوع ذهنی است

مشاهده لینک اصلی
تاریخ خاطرات بازماندگان است که نه پیروز و نه شکست خورده اند. برای من، این نقل قول است. حس پایان دادن به مخالف است. شخصیت قدیمی با خاطراتی که در زندگی مدرسه اش با بهترین دوستانش داشته و چه اتفاقی افتاده است به آنها، برای او، برای همه. مهمترین ماندگار که برای کتابهای جولیان بارنز گذاشتم، مهم نیست که شخصیتها چه چیزی را توصیف می کنند، چه چیزی آنها را به شما می گویند، هرگز به کلمات آنها اعتماد ندارید. از آنجا که آنها خود را فریب می دهند، صبر نمی کنند، قربانی شما هستند، آنها را تقلب می کنند و شما مجبور به تحمل نوع غم و اندوه بیش از حد از درد و رنج است. جولیان بارنز در مورد روابط پیچیده بین شخصیت های آن صحبت می کند. نوشتن او عجیب و غریب و عمیق است و چنین انگلیسی است! او می تواند با ذهن بازی کند، می تواند با وجدان ظاهر شود. این کتاب چیزی به شما آموزش نمی دهد و یا قول می دهد که شما را با حواس جادویی و یا هر چیز دیگری آن را پر کند. این کتاب کاملا مربوط به شخصیت هایی است که واقعا ناقص، گم شده، کمی ترسو هستند و همیشه تلاش می کنند که کتاب های خوب خود را در دیگر کشورها قرار دهند. این نشان می دهد، خوب، این نشان می دهد هیچ چیز نیست.این فقط آن است که قطعا باید پایان دادن به حماقت انسان، به بی رحمانه و به همین دلیل سر و صدای آرام و صدا بر روی شانه های خود را. نه، Archit، این یک کتاب غیر اخلاقی نیست، آنچه در آن است، فقط یک آینه برای نشان دادن جامعه است که صورت خود را مرده و نابود کرده است. اگر میخواهید آنچه را که قطعه برنده جایزه بوکر در اختیار دارد، یک شخصیت حافظه ناپایدار ایجاد کنید، میخواهید یک خدای من، به طور جدی، آنچه اتفاق افتاده، داشته باشید! سناریو، برای دیدن آنچه مردم اشتباه انجام می دهند و خنده در مورد آن، پس این کتاب است.

مشاهده لینک اصلی
کتاب های مرتبط با - کتاب درک یک پایان


 کتاب خدای چیزهای کوچک
 کتاب میهن فروش
 کتاب ببر سفید
 کتاب راه گرسنگان
 کتاب گرما و غبار
 کتاب زندگی پی