کتاب دریا

اثر جان بنویل از انتشارات افق - مترجم: اسدالله امرایی-جایزه من بوکر

رمان دریا نوشته جان بنویل در سال ۲۰۰۵ به چاپ رسید و توانست نویسنده را در همان سال برنده جوایز متعدد از جمله من بوکر نماید. داستان در ابتدا همانند اسم آن ساده و سر راست به نظر می‌آید با زمینه‌ای آشنا: «یکی از آن کتاب‌های باریک و برازنده که در مورد خاطرات و پشیمانی‌هاست؛ که در آن یک راوی پیر خواننده را با خود در محیطی نیمه روستایی به دوران کودکی‌اش می‌برد و خواننده در تمام مدت می‌داند که پایانی وحشتناک یا حادثه‌ای تکان دهنده در انتظار اوست که بعد از آن هیچ چیز مثل سابق درست نمی شود. گذشته‌ها مانند کشوری بیگانه است.


خرید کتاب دریا
جستجوی کتاب دریا در گودریدز

معرفی کتاب دریا از نگاه کاربران
دریای - تمام این آب، شاید این سیل آهسته بی وقفه، یا شاید این ثابت ثابت بی رویه، این است که زمان مصرف می کند، بیشتر شبیه زمان استدلال است، اگر این یک کلمه است، یک شانه کوچک را فراهم می کند، و به صورت غیرمستقیم بلند می شود، مثل اینکه نماد ابدی بی تکلف آن را مانند یک کودک سرسبز شعله ور می کند همانطور که آن را صرفا از احساسات ساخته شده است، و آن را در سرزنش غیرمنتظره در ساحل است که به طور مداوم درهم و برهمی برای اتصال آن. اما این نیز مانند یک کودک فریبنده و گاه گاه گاه به عنوان یک مدل برای پرتره بازی می کند. نه تنها در عکس ها، بلکه در زندگی ما، آن را به عنوان یک پس زمینه عمل می کند و یک نشانه مجزا برای هر یک از خاطرات خود را خیاطی می کند. یا این که با مکس موردن و گذشته ی انعطاف ناپذیری که او را مانند یک قلب دوم شکست داد، اتفاق افتاد. داستان در اینجا واقعا تاثیری ندارد، زیرا در این کتاب کمی شگفت انگیز مجاز به تمرکز حتی برای یک ثانیه نیستیم. برای اینکه، زمانی که ما در ذهن شخصیت هستیم و از طریق خاطرات خود به طور انحصاری از بین میرود، ما فقط تصاویر ثابت را که از گوشه های مختلف به ما می گویند، می بینیم. به عنوان مثال، یک سالن خالی خالی در دریا با پرتوهای خورشید از طریق یک پنجره باز افتادگی می کند، به طوری که سعی می کند هوا هوای خفیف و باد خورشید را پر کند که یک قطعه کاغذی را روی زمین قرار می دهد تا فردی بتواند مکالمه کند. یا یک روز آفتابی آفتابی در ساحل زمانی که یک کودک روی شن و ماسه نگاه کرد به تماشای خصوصیات یک خانواده که برای یک پیک نیک بیرون آمد، یک پدر بدون سرپرستی که روی صندلی نشسته بود، یک جفت دوقلوها کوچک در مورد ماجراهای خودشان، یک مادر و یا زن تحریک آمیز زیبا به دنبال چیزی برای گرفتن فانتزی خود را، و یک شخصیت مبهم از یک پرستار بچه جوان نشسته با زانو خود را به قفسه سینه و دستان خود را پیچیده، به دنبال دور به هیچ چیز نیست. چنین تصاویری که من بعد از قرار دادن این چپ کتاب پایین زمانی بود که من در مورد یکی از خاطرات Maxs خواندن و به نحوی زمان سفر به یکی از معادن پیدا کردن خود را از دست داده در آن و خواندن چند صفحه ای که من تا به حال هیچ خاطرات. من در پاسخ به سوالات خاصی به شکل آثار خام یافتم، به طوری که من همیشه آنها را می شناختم، اما هرگز از آنها به نحوی بی نظیر فکر نکردم. به عنوان مثال: خانم مکس میمیرد: شما حتی مجاز به کمی کوچکتر از شما نیستید، مثل اینکه شما قبلا استفاده کرده اید. او در حالی که به درختان نگاه کرد، دوباره به من برگشت و دوباره لبخند زد و دستم را گرفت. نگران نباشید، او گفت. من هم از شما متنفر بودم. پس از همه، انسانها بودند. در آن زمان، زمان گذشته تنها کسی بود که به دنبال استخدام بود.\nآیا آن را مانند یک تظاهرات کامل از عشق به یک دیگر صدا نمی کند؟ و هنگامی که مکس سعی می کند توضیح دهد که چگونه هویت او از طریق همسرش به گونه ای نسبی تعریف شده است مانند یک گل رز فقط برای چشمهایی است که آن را می بیند قرمز است یا مانند آن که درختی در جنگل می افتد، صدای تنها توسط ساکنین شنیده می شود هیچ کس دیگری نیست. همچنین من را متوجه شدم که حافظه کاملا متزلزل است، قدرتش را تنها با بازنویسی یا یادآوری دوباره به دست می آورد. همچنین دارای یک عنصر فانتزی با واقعیت است که باعث می شود کمی فریبنده باشد، زیرا آن را از بین می برد یا اصلاح می کند در حالی که دوباره با واقعیت مواجه می شود. اما بیشتر از همه، مطمئنا این شخصیت شخصیت خودش را دارد، مانند یک شخص در سر ما. در این روز وقتی که خودم را به طور کامل در خاطرات خود تحسین می کنم و به همان نسبت یا متفاوت به آنها نگاه می کنم در مقایسه با مکس، من بسیاری از فضاها، ابعاد، احساسات و زمان را که ما قادر به حرکت و فراتر رفتن از آن هستیم، درک می کنیم. این واقعا قریب به اتفاق است.

مشاهده لینک اصلی
هنگامی که همسر من به طور ناگهانی در سال 1998 از یک آنوریسم مغزی به طور ناگهانی فوت کرد، یکی از مواردی که من در پی مرگ او انجام دادم، شروع به برقراری ارتباط با افراد و مکانهایی بود که برای ما به عنوان زوج و تنها برای من اهمیت داشت. در بسیاری از موارد، من به محل دوران کودکی خود برگشتم و با افرادی که سالها با آنها تماس نگرفته بودم، ارتباط برقرار نشدم. هر دو فرایند خود و ارتباط مجدد واقعی با مکان ها و دوستان گذشته به من کمک کرد تا از دست دادن برآییم. همچنین خاطراتی را که من یا فراموش کرده بود یا از اینکه نمی توانستم به یاد بیاورم، فعال می کردم. جان بوییویل The Sea یک داستان است که به نوعی به نظر می رسد سفر من به غم و اندوه. برای مکس موردن، سفر به گذشته او قطعا بیشتر متمرکز بود. پس از مرگ همسرش پس از یک بیماری طولانی، او به شهر ساحلی که خانواده اش در جوانانش تعطیل بود بازگشت. خاطرات بازدارنده او در اطراف یک خانواده، گراس، در تابستان تنها زمانی که او حدود 11 سال داشت، متولد شده بود. برای حداکثر، رمز و راز و فاجعه عمیقا در گذشته ی جوان خود جاسازی شده بود. در حالی که اختلافات واضح در حداکثر و بازده ما به پست ما وجود دارد، پاسخ های احساسی حداکثر به کار از طریق غم و اندوه مشابه بود. در یک نقطه، به سمت انتهای رمان، مکس نشان می دهد: زمان هایی وجود دارد که امروزه با فراوانی فراوانی اتفاق می افتند، زمانی که به نظر می رسد چیزی را نمی دانم، زمانی که همه چیز را که می دانم، به نظر می رسد از ذهن من مانند باران باران و من برای لحظه ای در ناامیدی فلج شده دستگیر شده ام، منتظر آن هستم که همه چیز را به عقب بازگردانم اما مطمئن نیستم که آن را داشته باشم. این احساس من خوب می دانم. به طور کلی داستان های داستان را می خوانم تا افق های جدیدی برای من، جهان جدید پیدا کنم. برای کمک به دیدگاه و درک دیگران در مورد جهان اطرافم، به من کمک کنید. با این حال، دریای یک ماجراجویی بسیار بیشتر شخصی بود: به نوعی، بازگشت به دنیای قدیمی در امتداد جاده های پیش رفته بود. من بسیاری از آشفتگی های حداکثر و از بین بردن مردم در اطراف او را درک کردم زیرا همه در شرایط من صادق است. با توجه به موضوع داستان، زبان بانویل زیبا و اغراق آمیز است. در اینجا حداکثر یک لحظه را در زمانی که او و گریس در ساحل هستند توضیح می دهند: شن و ماسه در اطراف من با خورشید قوی بر روی آن، بوسه مرموز و باریک آن را خلق کرد. در خلیج فارس یک بادبان سفید لرزید و به سمت چپ افتاد و برای دومین بار جهان کج شد. کسی که از ساحل خارج می شود، به شخص دیگری دعوت می شود. فرزندان. حمام یک سگ زنجبیل سیم موشی. بادبان دوباره به باد چرخان تبدیل شد و من به طور قابل توجهی از سرتاسر آب شلاق زدن و ضربه محکم و ناگهانی از بوم شنیدم. سپس نسیم برطرف شد و برای یک لحظه همه رفت. بنویس روایت خود را با انواع توصیفی که خواننده را به طور مستقیم به داستان می اندازد، می بیند، شنیدن و بوییدن با شخصیت اصلی را به همراه می آورد. بنیل، همانطور که تد جیاوا در بررسی خود از The دریای همچنین داستان خود را با کلمات ایجاد می کند که بیشتر خوانندگان را به یک فرهنگ لغت تبدیل می کند: assegais، horrent، cinereal، knobkerrie، prelapsarian و mephitic (انتخاب جیوس). این است که استفاده از واژگان ظریف بالغ که به نظر می رسد خاموش بسیاری از خوانندگان. او به وضوح در انتخاب کلماتش نه ارنست همینگوی است. اما او یک سبک متفاوت از هیمینگوی است. در حالی که همونگوی در رمان های کلاسی و داستان های کوتاهش از یک پروسۀ ضعیف و محکم ساخته شده استفاده می کند که عمق و معنای بیشتری را به خود جلب می کند (نظریه ی به اصطلاح آن «ایزبرگ»)، بنویل همه چیز را به سطح می کشد، خواننده را در یک جهان غرق می کند از احساسات عمیق و تعجب که به شدت توسط نویسنده کنترل می شود. خواندن دریا آسان نیست.

مشاهده لینک اصلی
این بررسی ممکن است حاوی اسپویلرها باشد. مکس موردن، اخیرا بیوه و پدر یک دختر رشد کرده، به سمت دریا رفت و برگشت به اموال ساحلی که صحنه یک رویداد غم انگیز بود، حدود 50 سال پیش. او به یاد می آورد که خانواده ی گریس را ملاقات می کند و به مادر مادر خانم گریس وابسته است و دوست دخترش Chloe را دوست دارد. این اولین کتاب بانویل من است و من باید بگویم من خوش شانس بودم. نه به این دلیل که من فکر نمی کنم خوب بود، اما با چه چقدر خوب بود، نوشتن چقدر خوب بود. پروس به طوری جریان و زیبایی بود که کمی بالاتر از سطح خواندن من بود. سبک خیلی منحصر به فرد متفاوت از هر چیزی Ive قبل از خواندن. دریای برنده جایزه من بوکر 2005، ضرب و شتم Ishiguros هرگز به من اجازه رفتن با یک رای. من تا به حال خواندن آن را، بنابراین من مقدس نیست. اما من این کتاب را دوست داشتم، من دوست دارم بنویل را نوشتن کنم، و من چهار ستاره را به آن می دهم.

مشاهده لینک اصلی
امتیاز: 3.5 * از پنج شرح کتاب: هنگامی که حداکثر Morden به شهر ساحلی که او در تعطیلات خود را در جوانان خود صرف تعطیلات او است که هر دو فرار از از دست دادن اخیر و مقابله با یک آسیب دوردست است. خانواده گریس به نظر می رسد که تا به حال تابستان به عنوان اگر از جهان دیگر مکس به زودی متوجه می شود که دوقلوهای گریس، Chloe و Myles خود را در زندگیش فرو می ریزند. آنها اغراق آمیز هستند. آنچه که او را برای بقیه سالهایش تحریک می کند و همه چیز را دنبال می کند، طراحی شده است. جان بانویل یکی از پرطرفدار ترین نویسندگان زبان انگلیسی است. به طور کامل قانع کننده، عمیقا در حال حرکت و روشن، دریای کاملا احتمالا بهترین چیز است که او تا به حال نوشته شده است. نقد و بررسی من: تجربه خواندن Banville شبیه به تجربه رفتن به یک کل موزه اختصاص داده شده به رنوور یا مونه: در ابتدا، شگفت انگیز لبخند فریاد زدن چانه - drooling شادی خواننده: آنها رفتند، خدایان، در روز از جزر و مد عجیب و غریب. تمام صبح زیر آسمان شیرین آب های موجود در خلیج افزایش یافته و افزایش یافته و به ارتفاع ناشناخته رسیده است. امواج کوچک بر روی شن و ماسه ی خرد شده که سال ها بدون خیس شدن باران و خم شدن پایه های تپه ها شناخته شده بود. تعداد زیادی از کامیون زنگ زده از کشتی که در انتهای دور خلیج فارگو به سر می برد، مدتها پیش از هرکسی که می توانست بخاطر بسپارد، فکر می کرد که مجددا راه اندازی شود. من بعد از آن دوباره شنا نخواهم کرد. دریاها پر از آب و هوا بود، به نظر می رسید، به نظر می رسد، از منظر آن کاسه آب پرتقال مانند یک تاول زده، سرب آبی و بدخیم agleam. (p3، نسخه پیچیده پیکور) این مجلل زرق و برق دار، این فضای ناامید کننده، فریبنده، این عضله بدون تحرک در مغز باید منجر به انتشار برخی از فاجعه بار و فاجعه بار شود! تغییر بزرگی به وجود آمده است، چیزی است که این تنوع نرم و دوست داشتنی، این زیبایی نگران کننده، این کرم شیرینی در یک مخزن خرد شده با کرم خرد شده با مات و مبهوت وجود دارد. خوب، حالا: آیا می توانیم، در غیر این صورت انجام دهیم؟ آیا می توانم زندگی متفاوت داشته باشم؟ بازجویی بی تحرک البته من می توانستم، اما نمی توانستم، و در آن، پوچ بودن حتی پرسیدن است. به هر حال، کجا پارامترهای اصالت وجود دارد که علیه آنها می توان اندازه گیری خود منحصر به فرد خود را سنجید؟ در آن نقاشی های حمام نهایی که بوناراد از مارتای مسیحی هفت ساله بود، او همچنان او را به عنوان نوجوانی که تصور می کرد او در اولین ملاقات او بود نشان می دهد. چرا باید نسبت به یک هنرمند بزرگ و تراژیک احترام بیشتری نسبت به خودم داشته باشم؟ (p218، نسخه چاپی پیکورو) و در آنجا آن است که، catharsis. به هر حال، Sorta همانطور که می خواهید، آن را بپذیرید و آن را دوست داشته باشید. در اینجا یک پیشنهادی به کاتارسیس وجود دارد، اما همه اینها در نویسندگان بسیار قدیمی نوشته شده است و مثل شیرینی شیرین رنویر و مونه، در دوزهای بزرگ، آن را به سادگی نمی پوشاند. یکی برای نقاشی از نقاشی در نقاشی، یا یک اصلاح کننده نامناسب در جمله، و یا حتی اصلا هیچ اصلاحیه ای ندارد. اما نه. در حقیقت، هیچ سورسیس وجود ندارد، و بنابراین وجود دارد supfeit.Now اگر شرکت مونتاژ به من عفو، من را به غذا خوردن ساده Zweiback، نوشیدن آب شیر و خاموش در یک دیوار خالی برای مدتی، تا زمانی که احساسات من ناراضی .

مشاهده لینک اصلی
خواندن جان بنویل همانند گرفتن یک حمام طولانی و عجیب و غریب است. در کتاب من، او یکی از بهترین استادان پروژهای زنده است. مرد می تواند بنویسد زبان و جملات او زرق و برق دار است. من می خواهم بگویم بانویل جالب است در توصیف شخصیت ها، اما در واقع او در همه چیز توصیف، از نسیم به یک باران باران: \"این یک بشکه چوبی بود واقعی، کامل، سینه های سیاه با سن و قلاب های آهن خورده شده به زور زدن. لبه به راحتی بریده شده بود و خیلی صاف بود که به سختی می توانست پیوستن بین دیوارها را احساس کند؛ به طور صاف و صیقل خورده است، یعنی، و در نظر گرفته شده است، اما در بافت، سرخ مایل به قرمز از چوب کمی خزدار بود، یا شلاق زدن، به جای آن، مانند غلاف چوب، فقط سخت تر به لمس، و خنک تر و مرطوب تر. اگر چه این باید برگزار شود من نمی دانم چند نمره از گالن، آن را همیشه به تقریبا به لبه کامل، به لطف بارندگی باران در این بخش ها، حتی، و یا به خصوص، در تابستان است. \"راوی است وانمود به نوشتن یک کتاب در مورد نقاش Bonnard و در اینجا یکی از موارد مورد علاقه من از دریای است، که قطعا به ذهن حمام عجیب و غریب از زبان آورده: در سال 1927، Bonnard خانه، Le Bosquet، در شهر کوچک غیر قابل تصور Le Cannet در Cote dâ € Azur، جایی که او با Marthe زندگی می کرد، همراه با او در تعطیلات مصنوعی عذاب، تا زمانی که او پانزده سال بعد از مرگ. در لوس Bosquet او عادت به صرف ساعت های طولانی در حمام، و او در حمام او بود که Bonnard او را نقاشی، بیش از حد، ادامه این سری حتی پس از او درگذشت. Baignoires قهرمان پیروزی در زندگی خود است. در برهنه در حمام او، با سگ، آغاز شده در سال 1941، یک سال قبل از مرگ مارتا و تا سال 1946 تکمیل نشده، او در آنجا قرار دارد، صورتی، میوه ای و طلایی، الهه دنیای شناور، تضعیف، بی نظیر، به عنوان خیلی مرده و زنده، در کنار کاشیهایش، سگ قهوهای کوچکش، آشناییاش با من، به نظر من، به نظر میرسد که بر روی پایه خود مراقب باشد یا یک مربع از نور خورشید که از یک پنجره غیرمستقیم سقوط کند. اتاق باریک که پناهگاه او در اطراف او ارتعاش می کند و رنگ آن را می شکند. پاهای خود را، سمت چپ در انتهای پایه غیر قابل تحمل خود، دراز کشید، به نظر می رسید که حمام را از شکل بیرون کشید و آن را در انتهای سمت چپ برافراشت، و در زیر حمام در آن سمت، در همان میدان نیروی طبقه نیز از همگرایی خارج می شود و به نظر می رسد که به دور ریختن به گوشه، به نظر نمی رسد مانند یک طبقه در کل، اما یک استخر متحرک از آب dappled. \"من کاملا آگاه بود از قدرت Banville به این کتاب و این واقعیت که این یکی جایزه بوکر را به دست آورد، امیدوار بود که بهترین باشد. اما برای همه ی آوازهای زیبای آن، من می توانستم طرح کوچکی بسازم. و احساس کردم که راوی از من خواسته است که به سرعت با همدردی با او با \"قاتل\" و دیگر تأکیدات در صفحات اول، از هم پاشیده شود. نه اینکه آنها در طرح بزرگ بودند، اما آتنا یا کتاب شواهد برتر را نسبت به دریا یافتم. آتنا تا به حال رمز و راز تاریک خود را دارد، کتاب شواهد وحشتناک تر، طنز تلخ تر. فکر می کنم مردمان بوکر از اینکه برخی دیگر از زیبایی های بانویل را می گذراند، می ترسیدند، اگر آنها این جایزه بوکر را به دست نیاورند، ممکن است دوباره آن را نبینند. (در مورد مشابه، ایان مک یوان برنده بوکر برای @ آمستردام @ بود که باید به عنوان یکی از بدترین کتابهایش باشد.)

مشاهده لینک اصلی
کتاب های مرتبط با - کتاب دریا


 کتاب دریا
 کتاب میراث گمشدگی
 کتاب لینکلن در برزخ
 کتاب گردهمایی
 کتاب ببر سفید
 کتاب آمستردام